ابر فاصله گرفتن تفاوت سنی فاصله سن ازدواج

ابر: فاصله گرفتن تفاوت سنی فاصله سن ازدواج زندگی

ماجرا از آنجا شروع شد که علی معلم دامغانی، مدیر فرهنگستان هنر، در پیامی اعلام کرد 500 تابلو از آثار نقاشان ایرانی با تطمیع تاثیرگذاری در مدیران و بعضی از کارمند

اینجا همه فاسدند!

اینجا همه فاسدند!

عبارات مهم : ایران

ماجرا از آنجا شروع شد که علی معلم دامغانی، مدیر فرهنگستان هنر، در پیامی اعلام کرد 500 تابلو از آثار نقاشان ایرانی با تطمیع تاثیرگذاری در مدیران و بعضی از کارمندان به بهانه نمایشگاه و غیره ، بدون شناسنامه و سند به خزانه فرهنگستان تحمیل شده است است و با مال الله خواندن این آثار، اجازه خروج آن ها را از فرهنگستان به شرکت پارس آریان به سرپرستی امین تفرشی که ادعای مالکیت آثار را داشت، نداد. بعد از این نامه، افراد مختلفی در این باره با نشریات و خبرگزاری ها گفت وگو کردند و مدیر فرهنگستان هنر هم با جوابیه هایش پاسخ آن ها را داد. در این میان ولی تناقض های زیادی مطرح بود.

اینجا همه فاسدند!

با علی معلم دامغانی دراین خصوص گفت وگو کرده ایم که در ادامه مشروح آن را می خوانید:

چرا انقدر جوابیه می دهید آقای معلم؟ هر گزارشی که در روزنامه ای چاپ می شود شما بلافاصله برایش جوابیه می فرستید.

وقتی پرسش ایجاد می کنند، می شود جواب نداد؟ بعضی از خبرنگاران به دنبال خبر هستند ولی بعضی ها به دلایلی داوری و قضاوت ارزش را هم با خودشان می آورند و پرسش ها از نوعِ دیگری مانند نوعی بازجویی هست. ممکن است قاضی از گفتار یک خبرنگار استفاده کند ولی خودش نباید قضاوت کند چون هر ماجرایی دو طرف دارد و ممکن است مانند همین موضوع، ماجرا یک مقدار پیچیده باشد. طرف این ماجرا اصلا علی معلم نیست، فرهنگستان است و فرهنگستان یعنی فرهنگِ مردم. در این مورد اگر از حقی حرف زده می شود، ستانده شود به نفع مردم ستانده می شود نه به نفع من.

ماجرا از آنجا شروع شد که علی معلم دامغانی، مدیر فرهنگستان هنر، در پیامی اعلام کرد 500 تابلو از آثار نقاشان ایرانی با تطمیع تاثیرگذاری در مدیران و بعضی از کارمند

اما در این ماجرا این طور مطرح شده است که یک نفر اموالِ حلالی داشته و من غصب کرده ام و با زوری که ندارم و توانی که در من نیست، نمی گذارم صاحبش بیاید این مال حلال را ببرد و استفاده کند! این نحوه فکر در مملکتی وجود دارد که آدم توقع دارد خبرنگاران زیاد از دیگران از عنوان خبر داشته باشند و حتماً هم همین هست. بازارِ فاسدِ آثار هنری و دزدی از موزه ها مدت های زیادی است که مطرح می شود، با درخواستِ خود شما چه در صدا و سیما، چه در روزنامه ها این اخبار عنوان می شود. این خبر هم از جنسِ همان هاست.

در واقع آدم کاملاً احساس می کند که بعضی از خبرنگاران تحت تاثیر شخصیت هایی هستند که فرهنگستان الان آنها را به عنوان مال خر یا سارق آثار هنری می شناسد. این افراد اهلیت هنری ندارند. فرض کنید آثار هنری را خریده باشند، آنها حتی به طور رسمی موزه هم ندارند که مثلاً بگوییم جهت موزه ارزش آثار را خریده اند. اگر موزه داشتند آیا آثارشان را اینجا می گذارند؟ و اصلاً آیا آثار اینجاست؟ آیا مدت هاست به عنوان نمایشگاه با این ها قرارداد بسته شده؟ بعد هم خیال کردند اینجا را اجاره کرده اند و اصلاً اصرار دارند آثار اینجا باشد و آن ها را از اینجا به بازارها ببرند تا قبح دزدی و مال خری را منتفی کنند و بگویند این آثار از فرهنگستان هنر آمده هست. این ها مسائلِ بسیار راحت ای هستند.

ادبیاتی که شما در این جوابیه ها استفاده می کنید جهت همه تعجب برانگیز بوده هست، علت استفاده از این لحن و واژه ها چه بوده؟ خصوصاً نامه ای که با سربرگ فرهنگستان، خطاب به آقای آغداشلو نوشتید خیلی عجیب بود!

اینجا همه فاسدند!

(می خندد) ایشان تُرک هست، آغداش هم لفظی مهربانانه هست. در ترکی به برادر می گویند «داش»، آغ هم اولش می آورند، این حرف از ترکی به فارسی آمده هست. آفا داداش و آغ داداش هم مصطلح هست، این یک خطابِ صمیمی است! ولی تو را سَننه یک واقعیت هست، ایشان به خبرنگاری گفته بود من تابلوهایی داشتم به اینها فروختم پولش را گرفتم، این نه به من مربوط است نه به فرهنگستان. ولی من 500 تابلو را اینجا ضبط کرده ام و اصلاً دنبال این هستم که یک نفر بگوید اینها جهت من است و من او را معرفی کنم به قانون.

مگر آقای امین تفرشی نگفتند این 500 تابلو جهت ماست؟

بله. گفته است اگر عاقل بود نمی گفت. چون امکان ندارد کسی بتواند 500 تابلو در کشوری که خرید و فروش یک چنین چیزهایی امکان ندارد، بخرد. حتی در یک مکان شخصی هم این همه تابلو جمع نمی شود.

ماجرا از آنجا شروع شد که علی معلم دامغانی، مدیر فرهنگستان هنر، در پیامی اعلام کرد 500 تابلو از آثار نقاشان ایرانی با تطمیع تاثیرگذاری در مدیران و بعضی از کارمند

طبق قانون، بانک ها یا مراکز دولتی باید بخشی از بودجه ارزش را صرف خرید آثار هنری بکنند. حراج پایتخت کشور عزیزمان ایران هم از سال 91 برگزار می شود، این خرید و فروش ها غیر معمول نیست…

نه مساله این نیست، مساله این است که شما و ما می دانیم که در این سال ها بسیاری از آثار از مکان هایی که آثارش جهت مردم هست، هدر رفته. به خاطر همین من به وزیر ارشاد نامه نوشتم و روی سایت هم گذاشتم. من می گویم 500 تابلو پیش ماست، در این سال ها در مورد موزه های تحت نظرتان حرف هایی بود. از موزه های تان بپرسید چیزی کم نشده است؟ اگر کم شده است شاید پیش ما باشد، بیایید نشانی های ارزش را بدهید تا ما تحویل تان بدهیم. تمام کسانی که امانتدار مردم هستند، موزه های دولتی دست آنهاست و عنوان های آنچنانی دارند جهت اینکه مسئول حفظ این آثار باشند، ببینند آیا همه چیز سر جای خودش است؟ چیزی کم نشده است؟

اینجا همه فاسدند!

شما گفتید شرکت پارس آریان، موزه رسمی نداشت. در یکی از مصاحبه ها آقای تفرشی گفته بود به خاطر اینکه آن وقت به سرعت نمی توانستند ساختمانی جهت موزه فراهم کنند آنها را جهت نمایش به اینجا آورده اند...

این جمله نشان می دهد تفرشی را با «ت» نمی نویسند با «ط» می نویسند. این یک نوع طفره رفتن هست. ایشان بیزینس من هست، یعنی بقال سرکوچه هست. حتی اگر از او بپرسید لبخند ژکوند جهت کیست؟ ممکن است بگوید جهت آغداشلو و آقای نامی. آن ها بعضی از بازیگران و صورت های معروف را آلوده کردند و از آن ها جهت مهم بودنِ بعضی از آثار امضاء گرفتند. آثاری که مشخص نیست این به چه کسی فروخته شده است است و حتی تا آنجا که ما می دانیم بازار هم بازارِ واقعی نیست، بعضی خودشان فروشنده و خریدار آثاری که در اختیار خودشان هست، می شوند، تا قیمت بعضی از آثار اوج برود.

این حرف و حدیث ها در حراج پایتخت کشور عزیزمان ایران هم مطرح شده است بود…

بله این ها جزو پرسشها عمومی هست. این ها سرنخ هستند. فرهنگستان چیزی جهت خودش نمی خواهد. باید ثابت شود این آثار جهت موزه بوده هست. ما موزه بانک پاسارگاد را به رسمیت نمی شناسیم. بانک پاسارگاد اینقدر قدرت داشته که جهت خودش جایی اجاره کند و نامش را بگذارد موزه. نامه امین تفرشی به آقای امانی آخرین سرپرست صبا وجود دارد که سه تابلو بفرست. در دو نوبت هم به وسیله زن پوراکی و آقای شهبازی که طبق لیست موجود، امضای همه آنها و حراست موجود هست. اینها تابلوها را بیرون بردند و آوردند اینجا. این مساله به این شکل، آنقدر معصومانه نیست. خبرنگاران باید بدانند که مملکت خراب این چیزهاست و خرابِ بعضی از خوش بینی های خبرنگار است.

در چند مصاحبه مطرح شده است بود که این تابلوها از سال 87 اینجا بوده و شما هم از سال 88 مدیر فرهنگستان بودید، سال 93 آیین رونمایی از کتاب همین مجموعه تابلوها، در موسسه صبا برگزار شد، آیا الان این عنوان را مطرح کرده اید؟ آقای تفرشی گفته بودند اینجا را اجاره کرده بودند و به محض اینکه بر سر مبلغ اجازه به توافق نرسیدند و درخواست کردند آثار را خارج کنند این داستان پیش آمد.

من این را بارها توضیح دادم و باز هم توضیح می دهم. اصلاً اجاره ای در کار نیست!

پس مبلغی که اعلام شده است بابت اجاره به فرهنگستان پرداخت شده، چیست؟

آن ها بانک هستند، اگر مبلغی پرداخت کنند چک می دهند، چک های ارزش را بیاورند که این مبالغ جهت چه پرداخت شده. آیا این مبالغ جهت خراب کردن کارمندان دولت بوده است؟ در ضمن بنده یا هر کسی که سرپرست اینجا باشد، آیا می تواند اموال دولتی را اجاره بدهد؟ این منطقی نیست! اجاره نامه کو؟ مبلغ اجاره کو؟

آنها این رقم را در سربرگ رسمی اعلام کرده اند…

آن بی خود هست، آن را ابتدا ما منتشر کردیم. شخصی به نام زارع بعد از پرسشها 88، 130 تابلو آورده. این آدم الان جزو همین بازارهای فساد و جزو تابلوفروشان است و در سرنوشت او هم تابلوهایی که از لبنان خریده بودند، 7، 8 تابلو بوده که دوتایش گم شده است که هنوز کارمندان ما اینجا متهم اند. زیاد خبرنگاران می پرسند آیا این همه سال مطرح نشده؟ این همه سال مطرح شده، بحث شده است الان هم آدم هایی که در صبا مدیریت داشتند، هستند. می شود از آنها تحقیق کرد که این رابطه چگونه رابطه ای بوده و آیا اینها دیگران را هم فاسد کردند یا نه؟ من اعتقاد دارم فاسد کردند. ولی نه شما می توانید از آنها حرف بکشید نه من حق دارم چنین کاری بکنم. این کار، کارِ قوه قضاییه هست. یک روز قوه قضاییه هم باید از من بپرسد و هم از آنها،اما رویارو، تا مشخص شود فساد در کجاست.

شما در مصاحبه های تان گفته اید مشخص نیست بعضی از این تابلوها از کجا آمده و ابرای چه کسی بوده، دزدی است؟ جعلی است یا اصلی؟ تعدادی از بازیگران و صورت های معروف گفته اند ما این آثار را به بانک پاسارگاد فروخته ایم و هیچ حرفی در آن نیست.

اگر مردها خطاط ها می گویند، ما تابلوی خط نداریم. آقای آغداشلو می گوید، الان بروند منزل او، ایشان جزو کسانی است که به عنوان موزه شخصی آثارِ بسیاری را می خرد که بسیاری از آنها زیرخاکی هایی هستند که مجرمانه بیرون آورده می شوند و مجرمانه خرید و فروش می شوند و ایشان خودشان نوعی مال خر هستند. مال خرهای دیگری هم هستند که اگر یک روز دادگاه تشکیل شد من نام آنها را می گویم، خیلی از کسانی که در کشور عزیزمان ایران موجه بودند حالا به عنوان گالری دار و عنوان های دیگر، امروز شدیداً مخالفند که آیا من این قضیه را برملا کردم و آیا ایستادم. از ترساندن و تطمیع هم اگر بتوانند خودداری نمی کنند.

آقای تفرشی در مورد بعضی از آثار در مصاحبه ای گفته اند آن ها را از حراج پایتخت کشور عزیزمان ایران یا کریستی خریده اند. مالکیت در این حراج ها مشخص نیست؟

حراج کریستی در انگلستان یک حراج بسیار بسیار محاسبه شده است هست، ولی تابلوهای کریستی گران تر از آن است که این ها بروند و بخرند به کشور عزیزمان ایران برگردانند. اینها این آثار را اینجا از موزه ها می دزدند و می برند کریستی که شاید آنجا بتوانند بفروشند، آن هم چون دو سه بار تقلب کردند حتی در داخل کشور عزیزمان ایران و تابلوهای جعلی را به جای مهم قالب کردند، حیثیتی هم از این جهت ندارند.

چرا اجازه خروج تابلوهایی که بازیگران و صورت های معروف ارزش زنده هستند و می گویند آنها را به بانک فروخته اند، نمی دهید؟

آنها اگر تابلویی اینجا دارند، تابلوهای ارزش را معرفی کنند، مشخصات آنها را بدهند. من نمی دانم تابلوهایی که اینجاست، کدام مهم است و کدام جعلی و جهت کیست و چگونه خریده شده است اند و ابتدا کجا بوده اند؟ امین تفرشی یک فهرست مسخره فرستاده بود که من آن را گذاشتم روی سایت که همه ببینند، من اگر نام چند اثر داوینچی و رافائل را هم در آن بنویسم، امین تفرشی مسلماً می گوید اینها همه جهت من هست، چون اصلاً نمی داند تابلو چیست.

این یک مال دزدی است که پیدا شده، من هم نمی دانم ولی فریاد کردم که این مال جهت چه کسی است که دزد را پیدا کنم. دزد می گوید جهت من هست. اتفاق جور دیگری افتاده ولی شما جور دیگری می بینید. چه معنی دارد که امین تفرشی به عنوان بقال سرکوچه به مدیر فرهنگستان فرمان بدهد که چنین کن و چنان کن! همه 500 تابلو به نظر من مشکوک هست، حتماً از موزه های دولتی به وسیله آدم های خودی و غیرخودی یا دزدی شده است اند که سارقان همین کسانی هستند که ادعا می کنند مال ماست یا اینها از سارقان خریده اند که مال خر هستند. این قضیه یک قضیه فرهنگی و قضایی است.

در مصاحبه ای گفته بودید معاونت هنری ارشاد نیز تا حدودی در این مساله متهم هست، حالا وقت تعیین معاونت ها است و روشن شدن این عنوان مهم هست. اگر حرفی هست، شما براق بگویید.

این بازجویی است و مصاحبه من به شما مربوط نیست! شما دنبال خبر باشید! باید دادگاه بگوید مصاحبه من درست است یا نیست. من اینقدر جهت شما ارزش قائل نیستم که به بازجویی شما پاسخ بدهم. آنچه که من می گویم به صورت خبر هست. ولی به عنوان یک آدم فرهنگی به شما مانند بعضی از دوستان دیگران تان می گویم شما خبرنگار مسئولی نیستید یعنی حتی اینقدر جانبدارانه صحبت می کنید که آدم فکر می کند آدم تفرشی هستید، شاید هم باشید نمی دانم. این تناقض هایی که پیدا کرده اید اولاً به شما مربوط نیست به قاضی مربوط است ثانیاً اگر شما دنبال خبر هستید، خبر چیزی است که من تاکنون گفته ام.

بنده در مقام قضا نیستم، بنده هم مانند شما خبرنگارم و حرف هایی که می شنوم را بازگو می کنم ولی مانند شما داوری نمی کنم. دیدگاهی در مورد ارشاد و معاونت هنری و یکی از خویشاوندان نزدیک آقای معاون که از قدیم به خیلی از فسادهای در کار موسیقی و غیره مشهور هست، وجود دارد. حتی یک بار هم من با ایشان برخورد کردم و یک نامه جهت ارزش نوشتم که یک قسمت را جهت شما می خوانم «نسنجیدن ای بی هنر سنجه نیست/ مرا رنجه کردی دلت رنجه نیست/ گرفتم که ما هر دو بی دانشیم/ کویر طبس ساحل تنجه نیست» اهلش متوجه می شوند جریان چه بوده.

شما پنجم شهریور نامه ای جهت کلانتری 107 فلسطین نوشتید، که در سایت فرهنگستان هم موجود هست، با این مضمون که پانصد تابلو قیمتی در خزانه فرهنگستان و نمایشگاه صبا موجود هست. نخستین حریم حفاظتی آن وظیفه قانونی فرهنگستان هست. ولی از آنجا که ساختمان فرهنگستان در حوزه استحفاظی کلانتری هست، و ترساندن و تطمیع هم وجود دارد، مسئولیت حراست از این تابلوها بر عهده کلانتری هست. حال پرسش اینجاست که اگر حراست از این تابلو ها جهت فرهنگستان سخت هست، هیچ نهاد اوج دستی نبود که بتوانید این آثار را به آنها تحویل بدهید؟ یا از آن ها استمداد کنید؟

من به نهاد بالادستی گفتم، البته شاید اوج دستی نباشد، ولی هم اندازه هست. من به ارشاد نوشتم که وارسی کنند.

چرا از شما تحویل نگرفتند؟

بروید از ارشاد بپرسید! من هم نگفتم ارشاد بیاید تحویل بگیرد، من گفتم ارشاد ببیند آیا موزه هایش خالی نشده؟ جایی اثری را نبرده اند؟ اگر برده اند، بیاید این آثار را هم ببیند. شاید آن اثر در بین این ها باشد.

اما این تناقضات قضائی که شما کشف کردید و عنوان می کنید و صورت بازجویی دارد، باز هم می گویم به شما مربوط نیست به دادگستری مربوط است و اطلاعاتی هم که دارم به شما نمی دهم چون شما لایق این نیستید و جانبدار هستید، شما حتی عدالت خبرنگار را هم ندارید آنقدر جانبدرانه صحبت کردید که «ابتکار» باید در مورد شما فکری کند. شما باید دنبال خبر باشید، خبر این است 500 اثر پیش ماست. یک آدمی بیرون ادعا می کند مال اوست و از طرفی اهلیت این کار را ندارد و از طرفی ما که چیزی نگفتیم، گفتیم باشد جهت تو، اینها را از کجا آوردی؟ این سال ها خیلی آثار گم شده است است بیایند محاسبه کنند به وزیر ارشاد هم نوشتیم محاسبه کنند، ببیند چیزی گم نشده هست. مستقیماً یا از دیوار رفتند اوج دزدیدند یا خریدند و به خاطر همین است که 500 اثر هنگامی که اینجاست و حراستِ من نه باتوم دارد نه هفت تیر، من چاره ای ندارم و مجبورم که به کلانتری ناحیه بنویسم که اگر اینها گم شود شما هم مسئولید جهت اینکه باید حمایت کنید.

اگر همینطوری که دارد آبروی روزنامه نگاری کشور عزیزمان ایران به وسیله عده ای که از فعالیت های تفرشی در روزنامه ها حمایت می کنند و پشتیبانی بانک پاسارگاد را هم دارند، برود؛ عجیب نیست که روزنامه نگاران را هم خریده باشند. این است که من به زودی این عنوان را منعکس می کنم که مملکت خراب خیانت امثال ماست، یک استخر اگر شکاف های متعددی داشته باشد آب ندارد و آبرو هم ندارد. اینجا همه فاسدند، بانک فاسد هست، نماینده بانک فاسد هست، خبرنگار فاسد هست، هنرمند مدعی فاسد هست، گالری دار جهت فساد گالری ایجاد کرده هست. این مملکت خراب آدم هایش است و به صورت عام باید جریان اصلاح شود، این را به عنوان یک آدم فرهنگی می گویم.

یک پرسش هم راجع به دیوار شیشه ای بپرسم. زمانی که دیوار شیشه ای را راه اندازی کردید یکی از اعضای شورای شهر گذشته گفت این کار غیرقانونی هست، نظر شما در این مورد چیست؟

دیوار شیشه ای را نمی دانم غیرقانونی است یا نه. دیوار حتماً به یک دلیلی ایجاد می شود، اینجا یک محیط باز هست. اگر قانون متوجه می شد چه کسانی آنجا حضور پیدا می کردند ما باید جوابِ سنگین تری می دادیم، باید جواب می دادیم که آیا اینجا مثلاً حشیش مصرف کردند؟ آیا معتاد بود؟ آیا دختر و پسر بود؟ دیوار شیشه ای که دیوار نیست چون هر چیزی که آن طرف آن دیده شود دیگر دیوار محسوب نمی شود، ما این را ایجاد کردیم که آمد و رفت ها قطع شود. کسانی هم که می گویند اینها جرم است بیایند آن را خراب کنند، اگر شهرداری این را گفته است آیا عمل نکرده و فقط حرف زده است؟ بسیاری جاها کار غیرقانونی انجام می شود، می روند و ویران می کنند، جریمه هم می کنند. می آمدند این را هم ویران می کردند، جریمه می کردند.

در میان مصاحبه، شما به من اتهامات زیادی زدید.

من اتهام نزدم حقیقت را گفتم. من به شما نصیحت می کنم هر کسی باید کار خودش را انجام بدهد انجیرفروش را چه بهتر انجیرفروشی ای برادر. خبرنگار باید دنبال خبر باشد، داوری و بازجویی کار او نیست.

من می خواهم زوایای پنهان ماجرا جهت افکار عمومی روشن شود.

روشن کردن زوایای پنهان کار شما نیست، شما زوایای پنهان را به هزار علت نمی توانید بیان کنید. اگر من هم چیزی بدانم و بگویم شما جرات نوشتن آن را ندارید. ما آثار شما را می بینیم. در بسیاری موارد متاسفانه خبرنگاران مغرض هستند و پرسشها را وارونه جلوه می دهند و خودشان هم می دانند که بخشی از کار مملکت خراب واکنش‌ها همین خبرنگاران صدیق و صمیمیِ نسبت به شیطان هست. بنابراین اینها را اتهام تلقی نکنید یک نوع تنبیه جهت تنبه و بیداری هست. تا قشنگی است باید زشتی را کنار گذاشت، تا راستی است دروغ را باید کنار گذاشت، تا می شود پرسشها را خوشبینانه دید، بدبینانه ندید. تا می شود به نفع مظلوم دید به نفع ظالم ندید. مردم مظلوم اند و این آثار جهت مردم و مظلومان است.

اگر آثار متعلق به مردم باشد، کسی حق تعرض به مال مردم را ندارد.

شما تعرض می کنید، یک کفه ترازوی شما سنگین تر است.

این عنوان به این علت است که اطلاعات ما از آن طرف قضیه زیاد هست.

آنها خودشان می دانند کارشان فاسد هست. اگر کارشان درست بود تاکنون هم پول و هم نفوذ داشتند. می توانستند بیایند به زور آثار را بردارند و ببرند ولی طرف ارزش من نیستم، طرف ارزش فرهنگستان هنر است که در پناه قانون هست. این آثار به دو علت به اینجا آمده اند. اینجا می توانسته نمایشگاه باشد ولی انبار کسی نمی توانسته باشد مگر اینکه نظرِ سویی داشته باشند که استفاده از حیثیت فرهنگستان جهت کار خلاف است و این یعنی برنامه کردن حکومت، دولت و همه ارزش هایی که به کشور عزیزمان ایران و مسلمانی و همه آن چیزهایی که به آن می نازیم.

اینکه چند نفر آدمِ عوضی یک مملکت را به نوعی تخریب کنند و جوانان بزرگواری هم مانند شما بیایند پافشاری کنند که من تناقض کشف کردم، کارِ من ادبیات است تناقضی که من در حرف هایم می آورم حتماً از آن غرض و نظری دارم. می دانم بالاخره ممکن است کار به قانون بکشد و منتظرم. مدیر جمهور هم دستوری دادند ولی هنوز کاری صورت نگرفته هست. البته باز به مدیر جمهوری و دیگران هم یادآوری می کنم که خلاصه اقدام کنند، چون دو سه نفر از این سود می برند و زیانش اولاً به دولت و حکومت و مجلس و قوه قضائیه می رسد ثانیاً به همه مردم. این ها همانطور که کارمندان من را فاسد کردند خبرنگاران را هم دارند فاسد می کنند، جهت چندرغاز پولی که دارند. وگرنه هیچ جاذبه دیگری ندارند، بی سواد هستند، دشمن خودشان و مردم و میهن ارزش هستند.

این پرسشها چیزهایی است که کسانی که قدرت قانونی دارند باید آشکارش کنند. ما سرنخ را در اختیار آنها می گذاریم وگرنه قصه از این بزرگ تر هست. در کشور عزیزمان ایران هر کس بیل و گلنگی دارد، زیر خاکی کشف می کند. زیرخاکی ها اینجا فروش می روند تا آن طرف بروند! هر جا کتاب خطی وجود دارد از کتابخانه های دولتی و غیردولتی دزدی می شود. گروهی این کارها را می کنند. من آدمِ فرهنگی ام، من حس می کنم یکی روی شاخه نشسته است دارد بُن اش را اره می کند، همه دارند سقوط می کنند. حتی اگر هیچ فایده ای هم نداشته باشد من باید بگویم و خبرنگار هم باید بگوید چون او هم ادعا می کند فرهنگی است ولی اگر فرهنگی نباشد، خودش خودش را معرفی می کند، نام خودش را زیر خبرهایش می نویسد و ما هم لال نیستیم و باز در مورد این عنوان هم می نویسیم.

اخبار فرهنگی – ابتکار

واژه های کلیدی: ایران | تابلو | ایرانی | اخبار فرهنگی و هنری


دانلود فایل ها

نویسنده : blogzz